فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

71

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

راه پيمود . در اين ساعت به كاروانسرائى به نام كجى « 64 » رسيديم كه در چهار فرسنگى بند على واقع شده است . در اين مسير همواره ساحل در دست چپ ما و دريا چنان نزديك بود . كه با كاروانسراى ما بيش از نيم فرسنگ فاصله نداشت . راه از دو طرف در كوههاى بسيار بلند و كاملا عريان و فاقد هرگونه سبزه و گياه محصور بود . جنس كوهها از خاك سفيد بود و در نماى خارجى آنها حتى قطعه سنگى ديده نمىشد . اين كوهها بين خود دره‌اى بوجود آورده‌اند كه چون بزرگراهى از آن استفاده مىشود . جاده ، به تناسب دور و نزديك شدن كوهها از يكديگر ، پهن و باريك مىشود تا آنكه سرانجام دو كوه به هم مىپيوندند و جاده را مسدود و قطع مىكنند و عابران ناچار بايد از كوهها بگذرند و به دره‌اى ديگر وارد شوند . اين كوهها فقط در اطراف جاده نيستند بلكه سراسر قلمرو ايالت لار را دربرمىگيرند و در ايالت فارس نيز مىگسترند - اين امر موجب گرديده است كه زمين اين ناحيه كاملا عقيم و فاقد هرگونه رستنى باشد و جز خاربنهائى كوچك با برگهاى تيغ‌دار و گزنده كه بسبب فقدان هرنوع علوفهء ديگر ، تنها خوراك شتران هستند هيچگونه رستنى ديگرى در آن به عمل نيايد . با ترك بندر كه چاههاى آب شيرين دارد اين مادهء لذت‌بخش از دست مىرود زيرا از آن پس در فاصلهء كاروانسراى كجى تالار و شيراز جز آب باران گرد آمده در آب انبارهائى كه در بزرگراهها ساخته‌اند - آب ديگرى وجود ندارد . يكى از نوترين و زيباترين اين آب‌انبارها را در نزديكى كاروانسراى كجى مشاهده كرديم كه با اين‌كه هنوز فصل باران شروع نشده بود مقاديرى آب بسيار گوارا داشت كه زلال‌تر و خنك‌تر از آن نمىشد آرزو كرد . آبى كه نه تنها همهء عابران را خنك و سيراب مىكرد بلكه براى رفع حوائج قبايل عرب همسايه نيز كافى بود . اين آب‌انبار به نفقهء يكى از ثروتمندان لار ساخته شده بود . چنان كه ديگر آب‌انبارها و كاروانسراها و مهمانخانه‌هائى كه

--> ( 64 ) Guichi